الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
31
كفاية الأصول ( فارسى )
* مراد از عبارت ( انا المهم بيان ما هو معناه عرفا و لغة . . . ) چيست ؟ مهم اين است كه : ما در مواردى كه ( امر ) ، در كتاب و سنت وارد شده و ثمرهء عملى دارد ، معناى لغوى و عرفى آن را بدانيم ، تا در مواردى كه اين لفظ بدون هيچ قرينهاى استعمال شده است بر همان معناى لغوى حمل شود . زيرا معناى مصطلح آن مورد نظر نمىباشد . * حاصل مطلب در ( و قد استعمل فى غير واحد من المعانى فى الكتاب و السنة . . . ) چيست ؟ اين است كه : لفظ امر ، در آيات و اخبار و احاديث در معانى متعدّدى استعمال شده است كه در به اين معناى لغوى امر ، آن را ذكر نموديم ، از جمله : 1 - در فعل ، مثل : و ما امر فرعون برشيد 2 - در فعل عجيب ، مثل : فلما جاء امرنا جعلنا عاليها ، سافلها 3 - در طلب ، مثل : و ما امروا الا ليعبدوا اللّه . * مگر جناب آخوند قبلا نفرمود كه ( امر ) در اين معانى استعمال نشده و برخى مصداق را با مفهوم اشتباه كردهاند ، پس چرا در اينجا تعبير به استعمال كرده است ؟ زيرا : قبلا بطور فى الجملة اشتراك لفظى آن را پذيرفتند ، هرچند تصريح داشتند در اينكه لفظ ( امر ) حقيقت در طلب شىء است . و لذا جهت تفحّص و تجسس بيشتر سؤال مىكند كه آيا استعمال لفظ ( امر ) در معانى متعدّدهاى كه در قرآن و سنت آمده به نحو حقيقت است يا اينكه در يكى حقيقت است و در بقيّه به صورت مجاز مىباشد . 2 - در صورتى كه تمام آنها به نحو حقيقت باشد ، آيا به نحو اشتراك لفظى است و يا اينكه به صورت مشترك معنوى است ؟ و لذا در پاسخ به اين سؤالات مىفرمايد : با فحص در اصول لفظيه به اين نتيجه مىرسيم كه هيچيك از اصول لفظيه غرض ما را در اينجا تأمين نمىكند ، و هيچ برهانى درست ما وجود ندارد كه بتوانيم بوسيلهء آن اثبات كنيم كه لفظ ( امر ) در معانى مذكوره يا بعضى از آنها به نحو مشترك لفظى يا معنوى و يا حقيقت و مجاز باشد ، بلكه هريك از اين امور محتمل است . آنچه مسلم است استعمال لفظ مزبور در معانى مختلفه استعمال شده است ، لكن اگر گفته شود اين استعمال به نحو حقيقت است يا مجاز و يا مشترك ، ادعائى بدون دليل است . امّا جناب آخوند چنان كه قبلا گذشت حضرات اصوليين در تعارض احوال و دوران امر ، ميان مشتركات لفظى و معنوى و حقيقت و مجاز ، مرجّحاتى ذكر كرده :